علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
79
تاريخ بيهق ( فارسى )
طوس فرمود ، و [ او ] در آن عمل سالها خوض كرد ، و آنجا متأهل گشت ، و ولادت نظام الملك * در خاك طوس « 1 » اتفاق افتاد ، * و شاعر گويد « 2 » هر وزير و عالم و شاعر كه او طوسى بود * چون نظام الملك و غزالى و فردوسى بود و بسعادت « 3 » آن ولادت حاصل آمد ، و به ترتيب « 4 » تربيت يافت ، و برضاع اصطناع در قماط اغتباط بوسيلت قابلهء اقبال و دايهء هدايت اختصاص يافت . و مبادى دولت آل سلجوق نهايت ملك محموديان را مضطرب گردانيد و مال خراج فروشكست . و از منكسرات اعمال طوس ، سورى پنجاه هزار درم بر خواجه ابو الحسن بندار جمع كرد . و هر چه از ضياع و عقار و تجمل داشت بسى هزار درم از وى بستد ، و باقى از وى قباله ستد « 5 » . و سورى بغزنى « 6 » گريخت . و خواجه ابو الحسن با بيهق آمد با نظام الملك . و نظام الملك اگر چه كودك بود با صورت كودكان سيرت پيران داشت ، و برد « 7 » جوانى او طراز بزرگى ، و جامهء برنايى او علم كياست و شهامت . و جدم شيخ الاسلام اميرك رحمه اللّه حكايت كرد كه رئيس اين ناحيت در آن وقت رئيس حمزة بن محمد بود پسر فقيه رئيس ابو عبد اللّه محمد بن يحيى ، و دار رياست خسروجرد بود آنجا كه سراى شرف الرؤسا ابو عبد اللّه محمد بن حمزه بودى ، و من آن وقت از قضاى نيشابور استعفا خواسته بودم به حكم اضطراب و فترت و با بيهق آمده . روزى باداى آداب سلام و تحيت نزديك رئيس حمزه رفتم ، خواجه ابو الحسن بندار را ديدم در ميان بازار بر دكان نشسته و نظام الملك با وى در عهد صبا نسيم صباى شهامت بر وى وزيده ، خواجه ابو الحسن مرا پرسيد و گفت از بامداد تا اكنون « 8 » اينجا منتظرم و اجازت و اذن دخول نيافتهام . من در گذشتم و رئيس را بپرسيدم « 9 » ، و در اثناى سخن گفتم خواجه ابو الحسن بندار صاحب دولت بوده « 10 » عقال علل از اقدام « 11 » عمل دور كرده و از كفايت و هدايت بر سر روزگار افسرى بوده ، امروز
--> ( 1 ) در طوس . ( 2 ) سا . ( 3 ) و سعادت . ( 4 ) و برتبت . ( 5 ) بستد . ( 6 ) بغزنين ( 7 ) نص ، و برو . ( 8 ) تا باكنون . ( 9 ) پرسيدم . ( 10 ) بوده است . ( 11 ) نص ، قدام .